پایان نامه درمورد مفهوم اعتماد، مصرف کنندگان

اعتماد عبارت است از: باور به اينكه گفته يا قول يك طرف، قابل اطمينان است و آن طرف در رابطه ي مبادله اي به تعهداتش عمل خواهد كرد (ون آي 2009)
اعتماد يک پديده کاملاً پيچيده اجتماعي و روانشناختي است و نبود اعتماد به کرات به عنوان يک دليل مهم براي خريد نکردن مصرف کنندگان از پايگاههاي خريد شناخته شده است. در واقع اعتماد يک عامل مهم در توسعه اقتصادي و پيشرفت اجتماعي مي‌باشد.
ظهور و پيدايش اعتماد با دو فاکتور مهم در ارتباط است، اولين آن ريسک و دومين کنترل است. اگر هيچ ريسکي در معاملات تجاري و روابط‌هاي مشتري نباشد، مي‌توانيم بگوييم هنگامي‌که افراد کاري را انجام مي‌دهند که نتيجه آن معين و قطعي است، اعتماد لازم نيست وجود داشته باشد. بنابراين ريسک پيش نياز و پايه و اساس اعتماد است، بعلاوه يک کنترل مؤثر مي‌تواند اعتماد افراد را تقويت کند. مبادلات خدمات بر اعتماد تكيه ميكند زيرا ماهيت ناملموس خدمات منجر به ايجاد عدم اطمينان و ريسك درك شده براي مصرف كننده در طول خريد و مصرف ميشود. (بري ، 1995) اعتماد زماني وجود دارد كه يك بخش به دوستي و صداقت طرف معامله اعتماد داشته باشد (سايون‌هان و ديگران، 2008 ).ايجاد يك رابطه با يك شركت قابل اعتماد ريسك و هزينه‌هاي معامله مربوط به جستجو براي يك سرمايه گذاري در يك شريك خدماتي جديد را كاهش ميدهد (سايون‌هان و ديگران، 2008 )
اعتماد تمايل به اتکا و اطمينان به مخاطب، اعتقاد به اينکه حرف و قول مخاطب قابل اطمينان بوده و نسبت به انجام وظايفش در ارتباط متعهد است، تعريف ميشود (جانسون و گوستاوسون، 2008: 282).
اعتماد يكي از ساختارهاي مهم در تجزيه و تحليل‌هاي روابط مبادلاتي است؛ براي مثال درروابط تعهد- اعتماد در ادبيات بازاريابي، اعتماد متغيري تأثيرگذار و باعث به وجود آمدن اطمينان در روابط است كه باعث اتكا و افزايش تعاملات بين طرفين است(مورگان و‌هانت 1994) در تعريف ديگري اعتماد را به عنوان درجه اعتقاد توليد کننده بر اينکه شريک تجاري آن امين يا خيرخواه است، معرفي کرده اند. بدين طريق مفهوم اعتماد در چارچوب روابط تجاري دو مفهوم مجزا را انعکاس ميدهد. اعتبار باوري است که يک شريک تجاري در معاملات تجاري اثر بخش به آن اتکا دارد.
خيرخواهي مبتني است بر نيت و انگيزه‌هاي منفعت رساني يک شريک تجاري به ديگر شريک تجاري اش. اعتماد متغيري با تأثيرگذاري بالا جهت بالا بردن رضايت و نتيجه بازارگرايي درازمدت است.
لذا وجود اعتماد در اين مواقع بيشتر مي‌گردد، اولا: هر دو طرف رابطه، زمان کافي را با يکديگر براي حل مسائل و مشکلات صرف مي‌کنند که منجر به نتايج سودمندي در رابطه کاري ميشود. ثانياً: نتايج گذشته در روابط کاري بين دو طرف، رضايت بخش بوده است. ثالثاً: يکي از طرفين سرمايه‌هاي مهم و خاصي را در رابطه اختصاص مي‌دهد که اين امر وفاداري و امانت او را نشان دهد (لئونيدو ، 2004: 733).
(کوک و وال 1980) اعتماد را اينگونه تعريف ميکنند: حدي که يک طرف نسبت به طرف ديگر حسن نيت دارد و به گفتار و اعمال وي اطمينان دارد (غفوريان، 1386، 37).
(شار و ازان1985)بيان ميکنند که اعتماد باوري است که کلام يا وعده يک بخش قابل اطمينان است و بخش مربوط تعهدات خود را در يک رابطه مبادله اي اجرا خواهدکرد (ملايي، 1384، 20).
( لويکي و همکارانش 1998)اعتماد را ديد مثبتي ميدانندکه نسبت به رفتار طرف مقابل وجود دارد، و اين اطمينان را ايجاد ميکند که در اين رابطه که ريسک کمي‌وجود دارد (غفوريان، 1386، 38).
“هوگبرگ” بيان کرد، اعتماد نتيجه عميق شدن يک رابطه به صورت تدريجي ميباشد که پشت سرهم در خلال يک فرآيند متقابل و دو طرفه براي رفع نيازهاي هر بخش رشد ميکند اگر چه لزوماً با نيازهاي هر بخش متناسب نميباشد(گوناريس ، 2005: 127)
در ﻓﻀﺎي ﭘﺮ از رﻗﺎﺑﺖ اﻣﺮوز، ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎﻳﻲ ﻣﻮﻓﻖ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﭘﺪﻳﺪه ﻋﺪم اﻋﺘﻤﺎد در شرکت را ﻛﺎﻫﺶ داده و ﺑﻴﻦ کارمندان و مشتريان خود ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ اﻳﺠﺎد ﻛﻨﻨﺪ، ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ اﻫﺪاف اﺻﻠﻲ شرکت دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻨﺪ. اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﻫﻤﻮاره ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮارﻛﺮدن ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ دﻳﮕﺮان ﺑﻮده اﻧﺪ، ارﺗﺒﺎﻃﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ رواﺑﻂ ﻣﻄﻠﻮب و ﻳﺎ ﻏﻴﺮمطلوب ﻣﻨﺠﺮ ﻣﻲﺷﻮد. ﺑﺮﻗﺮاري راﺑﻄﻪ در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و شرکت از اﻫﻤﻴﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮي ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ.
در مورد مسأله اعتماد، بسياري از محققين سريعاً رويکردي مستدل و مناسب براي آن ارايه دادهاند. براي مثال، آنها اعتماد را به عنوان مسألهاي قابل پيش بيني نگاه ميکنند که برخي از مردم بر پايه انتظارات شان رفتار آينده همکارانش را از قبل پيش بيني ميکنند. اعتماد هم چنين ميتواند به عنوان مسأله شايستگي تلقي شود بدين معنا که مردم به آنهايي که باورشان دارند اعتماد ميکنند.
اعتماد فاکتور بسيار اثربخشي براي افزايش رضايت در گرايشهاي بلند مدت است. اعتماد به طور مستقيم بر رضايت از عملکرد تأثير ميگذارد. به نظر ميرسد که اگر يک توزيع کننده سطح بالايي از اعتماد به تأمين کننده اش داشته باشد از عملکرد مالي اش راضيتر خواهد بود.بنابراين انتظار ميرود که رابطه مستقيمي‌بين اعتماد و رضايت وجود دارد.
(سوان و نولان 1985)، توسعه اعتماد خريدار به فروشنده را از طريق بررسي ادبيات پيشين که شامل موارد ذيل است، مفهوم سازي کرد:
شخصيت خريدار
تجربه خريدار در رابطه با فروشنده
ويژگي‌ها و رفتار فروشنده
تصوير ذهني از شرکت فروشنده
نسبت يا ميزان قابليت اعتماد خريدار به فروشنده
سوان و نولان در تقسيم بندي ديگري، اعتماد را به 4 بعد طبقه بندي کردند:
1– احساس اعتماد (مانند جزء عاطفي که از طريق تجربه توسعه مي‌يابد).
2- معرفت و آگاهي‌ها يا باورهايي که فرد مي‌تواند به آنها اعتماد کند (محصول تفکر و تجزيه و تحليل خريدار).
3- نيات و مقاصد مرتبط با رفتار آتي (برنامه‌ها و تصميمات براي حرکت به روشي قابل اعتماد).
4- رفتار عملي
وﺟﻮد اﻋﺘﻤﺎد ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮي ﺑﺮاي ﻛﺎﻫﺶ ﭘﻴﭽﻴـﺪﮔﻲ ﻓﺮآﻳﻨـﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي ﻣﺼﺮفﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ (هوب و همکاران 2009) .

Previous Entries پایان نامه درمورد اعتماد به سازمان، عدالت در خدمات Next Entries پایان نامه درمورد شهرت شرکت، نگرش‌ها